گرامر

کاربرد must, should, have to, need to در بیان الزام

واژه‌های must، should، have to و need to همگی برای بیان الزام در جمله‌ها استفاده می‌شوند اما در موردی‌ها تفاوت‌هایی دارند. 

 

1. Must

 – must به معنی (ضرورت و اجبار) تقریبا مترادف با have to در جملات به کار می رود.    

– معمولاً برای بیان الزامات اخلاقی یا قوانینی که قطعاً باید رعایت شود، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 You must be on time for the meeting.

شما باید به موقع برای جلسه حاضر شوید.

You must have a license to drive a car.

شما می بایست برای راندن ماشین، گواهینامه داشته باشید.

You mustn’t smoke in the classroom.

استعمال دخانیات در کلاس قدغن است.

2. have to, has to

   _ have to و has to (برای سوم شخص مفرد)‌ به معنی (مجبور بودن) و تقریبا مترادف must است.

   _ برای بیان الزام‌های خارجی یا قواعد و مقرراتی که بر اساس آنها عمل کردن الزامی استفاده می‌شود.

   _ به معنای این است که آن فرد مجبور است عمل کند یا اینکه به وسیله اشخاص دیگر اجبار شده است.

I have to do it.

مجبورم که این کار را انجام دهم.

She has to wash her hands.

مجبور است که دستهایش را بشوید.

* از don’t have to برای بیان مواردی استفاده می شود که انجام آن ضروری نباشد. (به معنی (نباید) نیست.) 

We don’t have to pass a test to ride a bicycle.

لازم نیست برای راندن دوچرخه، آزمون بدهیم.

3. Need to

  _ برای بیان یک الزام شخصی یا نیاز به انجام یک کار استفاده می‌شود.

  _ need to تقریبا مترادف با have to جهت بیان الزام در جملات به کار می رود. همچنین needn’t مترادف don’t have to برای بیان مواردی استفاده می شود که انجام آن ضروری نباشد.

You need to take the pills three times a day.

شما باید این قرص ها را سه بار در روز مصرف کنید.

You’ll need to show your passport at the hotel.

شما باید پاسپورت خود را در هتل نشان دهید.

توجه: be supposed to به معنی (ضرورت و اجبار) در جملات به کار می رود.

We weren’t supposed to send personal emails.

قرار نبود ایمیل شخصی بفرستیم.

4. Should

  _ should گذشته shall و به مفهوم (بهتر است که … ) جهت بیان و درخواست نصایح، راهنمایی و پیشنهاد و الزام اخلاقی در جملات به کار می رود.

I am tired. I should go to bed.

خسته هستم. بهتر است که به تخت بروم و بخوابم.

My mother is ill. She should not go to work.

مادرم بیمار است. بهتر است که به سرکار نرود.

توجه: ought to تقریبا مترادف با should به مفهوم (بهتر است که …) جهت بیان و درخواست نصایح، راهنمایی و پیشنهاد و الزام اخلاقی در جملات به کار می رود.

You ought to keep a first aid kit in your car.

شما باید یک کیت کمک های اولیه در ماشین خود داشته باشید.

You really ought to quit smoking.

شما واقعاً باید سیگار را ترک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *